یک نشدنی بزرگ شدنی شد: حضور زنان در ورزشگاه آزادی
آخرین یاداشت ها
برندگان جایزه جمالزاده مشخص شد برندگان جایزه جمالزاده مشخص شد گریم جدید مهدی سلطانی در سریال «خواب‌زده» سیروس مقدم گریم جدید مهدی سلطانی در سریال «خواب‌زده» سیروس مقدم بازیگرانی که روحانی شدند بازیگرانی که روحانی شدند بازیگرانی که روحانی شدند بازیگرانی که روحانی شدند «همه می‌دانند» فرهادی در آمریکا «همه می‌دانند» فرهادی در آمریکا آغاز پیش‌تولید فیلم جدید حاتمی‌کیا تکذیب شد آغاز پیش‌تولید فیلم جدید حاتمی‌کیا تکذیب شد منتقدان «رد خون» تروریست نیستند آقای جلیلی! منتقدان «رد خون» تروریست نیستند آقای جلیلی! نقدی بر شبی که ماه کامل شد نقدی بر شبی که ماه کامل شد پدر بازیگری که شبیه فروغ بود پدر بازیگری که شبیه فروغ بود شکایت الهام حمیدی از یک جواهرفروشی + عکس شکایت الهام حمیدی از یک جواهرفروشی + عکس شستشوی بدن و مصرف مواد مخدر برای پاک شدن گناهان + عکس شستشوی بدن و مصرف مواد مخدر برای پاک شدن گناهان + عکس عکس یادگاری بهنوش طباطبایی با جواد عزتی عکس یادگاری بهنوش طباطبایی با جواد عزتی در اختتامیه جشنواره فجر چه می گذرد در اختتامیه جشنواره فجر چه می گذرد دو برنده نقش زن و مرد در یک قاب - هوتن شکیبا و الناز شاکردوست دو برنده نقش زن و مرد در یک قاب - هوتن شکیبا و الناز شاکردوست همایون غنی‌زاده سیمرغش را نپذیرفت همایون غنی‌زاده سیمرغش را نپذیرفت حمید عسکری سکوتش درباره کنسرت جنجالی‌اش را شکست حمید عسکری سکوتش درباره کنسرت جنجالی‌اش را شکست تصاویر بهنوش طباطبایی و هستی مهدوی‌فر در پردیس چارسو تصاویر بهنوش طباطبایی و هستی مهدوی‌فر در پردیس چارسو جدیدترین عکس مهران غفوریان و دخترش جدیدترین عکس مهران غفوریان و دخترش «آشغال‌های دوست‌داشتنی» در آستانه اکران؟/ پوستر فیلم ناکام محسن امیریوسفی منتشر شد «آشغال‌های دوست‌داشتنی» در آستانه اکران؟/ پوستر فیلم ناکام محسن امیریوسفی منتشر شد مشروح نشست فیلم «جان دار» از منفعل بودن نقش باران کوثری تا پیام صوتی معتمدآریا به خبرنگاران مشروح نشست فیلم «جان دار» از منفعل بودن نقش باران کوثری تا پیام صوتی معتمدآریا به خبرنگاران قالیباف، هاشمی و ربیعی به تماشای «ماجرای نیمروز: رد خون» نشستند قالیباف، هاشمی و ربیعی به تماشای «ماجرای نیمروز: رد خون» نشستند معرفی 5 فیلم برتر آرای مردمی در روز نهم جشنواره فیلم فجر معرفی 5 فیلم برتر آرای مردمی در روز نهم جشنواره فیلم فجر عباس آخوندی: جشنواره فیلم فجر از دستاوردهای موفق انقلاب است عباس آخوندی: جشنواره فیلم فجر از دستاوردهای موفق انقلاب است سعید اوحدی: مجموعه شهرداری به استقبال میزبانی از جشنواره فیلم فجر می‌رود سعید اوحدی: مجموعه شهرداری به استقبال میزبانی از جشنواره فیلم فجر می‌رود روستایی: «متری شیش و نیم» حاصل همه زندگی من بعد از «ابد و یک روز» است روستایی: «متری شیش و نیم» حاصل همه زندگی من بعد از «ابد و یک روز» است عماد افروغ: حضوری پرنشاط را در جشنواره فجر شاهد هستیم - به فیلم‌های فاخرمان باید افتخار کنیم عماد افروغ: حضوری پرنشاط را در جشنواره فجر شاهد هستیم - به فیلم‌های فاخرمان باید افتخار کنیم استقبال مخاطبان از «قسم» محسن تنابنده در چارسو استقبال مخاطبان از «قسم» محسن تنابنده در چارسو ردپای «آژانس شیشه‌ای» در جشنواره فجر سی و هفتم ردپای «آژانس شیشه‌ای» در جشنواره فجر سی و هفتم چهار سانس فوق‌العاده برای «متری شیش و نیم» در پردیس زندگی چهار سانس فوق‌العاده برای «متری شیش و نیم» در پردیس زندگی جدول پخش فیلم های سی و هفتمین دوره جشنواره فجر در اصفهان جدول پخش فیلم های سی و هفتمین دوره جشنواره فجر در اصفهان
دیوار (شماهم رو دیوار بنویسید)
فرنوش کمال خانی نوشت موسیقی متن تیاتر موزیکال لافکادیو از (داریوش دعاگو) خیلی قشنگ بود تصویر سازی خوب موسیقی موجب قدرت گرفتن تیاتر شده بود. Aynaz نوشت مثل همیشه عالی مهمان نوشت عععععععععععععععااااااااااااااللللللللللییییییییییییبب مهمان نوشت عاشق آهنگاتونم زهرا نوشت خیلی عالی بود مهمان نوشت عاااااولی بود عرفان نوشت بد است زهرا جون نوشت واقعا عالی بود یسنا جباری نوشت خیلی خنده دار بود پشتیبانی ایران فا نوشت خواهش میکنم. خوشحالیم از داشتن چنین مخاطبین پیگیر و خوش ذوقی مهمان نوشت چی شد اخری نفهمیدین والا مهمان نوشت چی شد مریم نوشت عالیه رها نوشت عالی بود.۲۰ یه خسته نباشید میگم به بازیگر نقش جابر.وآقا مصطفی.همه دستشون درد نکنه. بیشه نوشت عالی بود . ممنون از مطالب خوبتون . مهمان نوشت درود علی احمدیان نوشت در این دوران که انتخاب کلاس بازیگری و استادی خوب بسیار سخت شده به نظرم این کلاس خیلی مفیده مهمان نوشت الکیه Maedhe نوشت محسن جان این آهنگ جدید من وتو شما خیلی عالی بود و همین طور کنسرتی که در آمل داشته آید یک هموطن نوشت باسلام اولا تبریک به خانواده آقای غفوریان بخاطر ورود دختر کوچولوی زیبایشان به جمع شان و دوم چه عکس زیبایی از پدر و دختری گذاشته اید احسنت و تبارک الله خدا عاقبت بخیرتون بکنه و قدر این رحمت زیبارو بدونید و از لحظه لحظه هاش کمال لذت رو ببرید . مهدی فهیمی نوشت سلام اقای محسن ابراهیم زاده عاشق اهنگ تون هستم لطفا در اردبیل هم کنسرت بزاردید مهدی نوشت عالی آیناز نوشت وای من واسه گروه ماکان بند می میرم امدوارم هر چه زود تر به ارومیه بیان دوستون داریممممممممممم rezi نوشت dooset daram keshti(A.H کوروش نوشت آقای ابراهیم زاده کازرون هم کنسرت بزارید ما دوست داریم شما رو از نزدیک ببینیم عشقمی محمد سعیدی نوشت خیلی خیلی خنده داره حتما مردم اصفهان برید ببینید حسن پرداس نوشت سلام ،اجراتون عالی عالی عالی،هرچی بگم کم گفتم،قیمت بلیط های کنسرتتون بدبدبد،چرامانبایدبتونیم بیاییم کنسرتتون؟کاربرنامه ریزی داشتیدواسه این مشکل،یعنی اونایی که پولشوندارن نبایدازهنرهای هم وطناشون لذت ببرن؟درکل عاشقتونم،یاحق محسن سهرانی نوشت (کارگردان تاریک ماه) سلام و درود به عزیزان تاریک ماه و همه عزیزانی که نظر گذاشتن نظرات شما عزیزان بسیار ارزشمنده ممنونم که ما را دنبال میکنید...ایشالا بازم با کار بعدی درخدمت شما عزیزان هستم دوستتون دارم.... علی نوشت سینمای سوره با محوریت هنر و اجربه بیشتر فعالیت داره dedpool نوشت خوب

یک نشدنی بزرگ شدنی شد: حضور زنان در ورزشگاه آزادی

سپیده | ۲۵ مهر ماه ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۲۳

فاطمه پاقلعه‌نژاد: «نمی‌شود»؛ این شاید رایج ترین کلمه ای باشد که زنان ایرانی در مقابل خواسته شان برای ورود به ورزشگاه می‌شنوند. خواسته ایی که در همه کشورهای دنیا خیلی پیش پاافتاده است اما اینجا گاهی به معضل بزرگی تبدیل می شود. این بار اما انگار قرار بود یک نشدنی بزرگ «شدنی» شود. قرار بود یک بار هم که شده این کلمه زجرآور را نشنویم وقتی دلمان می خواهد جزئی از ایرانی هایی باشیم که دوست دارند تیم ملی‌شان را تشویق کنند. گفتند «می شود» اما برای عده ای خاص! هر چند اما و تبصره ای که بعد از آن آمد که جدا کردن بخشی از زنان از جمعیتی میلیونی بود حالم را بد می کرد اما من هم یکی از زنانی بودم که حس ناب بودن در ورزشگاه را تجربه کردم؛حس کردم ورزشگاهی که به آن قدم گذاشتم برای اولین بار بعد از سال‌ها نام «آزادی» برازنده اش است.

حضور

از هتل آکادمی با تعدادی از دختران تیمهای ملی در رده های سنی مختلف، تعدادی«همیار هوادار»،خانواده های کارمندان فدراسیون، چند خبرنگار و یک سلبریتی با اتوبوس راهی ورزشگاه شدیم. حال و هوایی که قرار بود تجربه کنیم آرزوی بزرگ خیلی از دختران علاقمند به فوتبال است. دوآتیشه هایی مثل زینب، زهرا و مبینا که بارها با گریم پسرانه راهی ورزشگاه شده‌اند و گاهی موفق شده‌اند و گاهی هم مستقیم مقصدشان وزرا بوده است.

یکی از کارمندهای فدراسیون دو، سه بار در مراحل مختلف تاکید کرد: «دختران زیادی دلشان می خواهد الان اینجا باشند. آقای تاج و همکارانشان بیشتر از دوسال است که برای رخ دادن این اتفاق تلاش کرده اند.خودتان را مدیون آنها که بیرون استادیوم هستند نکنید. امروز دوربین ها روی شما زوم است، پس مراقب باشید گزک دست کسانی که با این اتفاق مخالف هستند ندهید!» و من در دلم غوغا بود برای دوستانی که توئیت هایشان را از پشت در ورزشگاه می خواندم. حسی گَس را تجربه می کردم؛ تلخ و شیرین. خوشحال بودم از اتفاقی که در حال رخ دادن بود، هر چند محدود، هر چند کوچک؛ و غمگین بودم برای زینب، الهه، نگار و نیلوفر که وقتی شنیده بودند تعدادی از زنان از ورزشگاه بازی را می بینند راهی ورزشگاه شده و به در بسته خورده بودند. 

 

حضور



از اتوبوس پیاده شدیم و ایست بازرسی را رد کردیم. از میان تونلی از سربازان نیروی انتظامی گذشتیم که ایستاده بودند تا آقایانی که در مسیر درهای ورودی ورزشگاه بودند را سریع تر رد کنند و چهره های بهت زده مردانی که عادت به دیدن چهره های زنانی این چنین شاد در محوطه ورزشگاه نداشتند.

 

حضور

از تونلی وارد شدم و این اولین تصویری بود که دیدم و برای لحظاتی میخکوب شدم. حالا من و دویست زن ایرانی دیگر، برای اولین بار این تصویر را می دیدیم. بغضم ترکید و اشک های حسرت چندین ساله ام سرازیر شد. حسی که باید در شانزده، هفده سالگی تجربه می کردم و حالا برایم کهنه شده باشد، حالا و بعد از عبور از هفت خوان رستم تجربه می کردم. مربع سبزی که می دیدم سبزتر از هر چیزی بود که تا آن روز دیده بودم. از تونل خارج شدم و چند دقیقه ای به دیوار بالای سکو تکیه دادم و فقط نفس عمیق کشیدم. نفسی سرشار از یک حس خوب.

 

حضور

همه چیز انگار متفاوت بود. هوا خوب بود، باران پاییزی لذت بخشی باریدن گرفته بود،همه زنان ایستاده بودند و سرود جمهوری اسلامی ایران را می خواندند و انگار کلمه «آزادی» را از عمق جان فریاد می کشیدند. زنان نیروی انتظامی با مقنعه های سبزشان لبخند به لب داشتند و به هر زنی که وارد می شد خوش آمد می گفتند و او را راهی جایگاه می کردند. به یکی‌شان گفتم کاش بدونید چه حسی دارم الان! گفت: می دونم. لذتش عالیه! گفتم کاش ادامه دار باشه... خندید و گفت: کاش... انگار آرزوی برآورده شده من آرزوی او هم بود. شاید او هم دختری داشت هم‌سن دختران من و شاید مثل من آرزویی داشت برای دخترش که اگر در نوجوانی علاقمند به فوتبال شد، به در بسته نخورد.

حضور



بازی رو به پایان بود و فکر  می کردم فقط من هستم که به خاطر دوندگیم برای تهیه عکس و فیلم و مصاحبه حتی یک دقیقه هم از مسابقه را ندیدم که شنیدم یکی از زنانی که در صندلی های ردیف جلو نشسته بود به دوستش گفت: هیچ از بازی نفهمیدم و جواب دوستش که: مگه میشه با این همه هیجان فوتبال دید؟ من که فقط دارم لذت می برم، شاید دیگه تکرار نشه این اتفاق! و این فکر بخشی از تلخی حس گس حضورمان در ورزشگاه بود. همه به این فکر می کردیم که «خب؟ بعد چه می شود؟» و خب! هیچ کس نمی داند بعد چه می شود. هیچ کس نمی داند آیا می شود اتفاق دیشب را قدمی در راستای اتفاقی بزرگتر دید؟ یا می شود به هدف های بزرگ تر فکر کرد؟ به روزی که دختران با پدران و برادران و همسرانشان در کنار هم از گیت های ورودی رد شوند و روی صندلی هایی کنار هم بنشینند و در آرامش تیم ملی یا تیم باشگاهی محبوبشان را تشویق کنند. اینکه دیگر مبینا و مبیناهایی نباشند که برای ورود به ورزشگاه گریم پسرانه کنند و با ترس و لرز پا به گیت های ورودی بگذارند. و اینکه الهه ها و نگارهایی پشت دری نمانند که فقط عده ای خاص از آن رد شوند و باقی زنان با اشک و آه حسرت به این فکر کنند که با چه معیاری آنها که رد شده اند «خاص» هستند و آنها که پشت در مانده اند «عادی»!

از ورزشگاه خارج می شویم و باز هم از تونلی از سربازان نیروی انتظامی رد می شویم تا به اتوبوس ها برسیم. انگار تازه سرمای هوا را حس می کنیم و همه به سمت اتوبوس می دویم. دو ساعت حس ناب تمام شده و من به این جمله یکی از دختران حاضر در ورزشگاه فکر می کنم که: «اگر همین امشب بمیرم خیالم راحته که یکی از آرزوهام برآورده شده» و آرزوهایی که به همین راحتی می شود برآورده شان کرد و دریغ می شوند و درهای بسته ای که می شود با اغماض بیشتری بازشان کرد و سد راه می شوند. من اما امید دارم به آینده پیشِ رو. به روزی که با همسر و دخترهایم دست دردست هم برای خرید بلیت جایگاه مورد علاقه مان برنامه ریزی کنیم و در کنار هم یکی از محتمل ترین تفریح های خانوادگی دنیا را تجربه کنیم. می دانم که می رسد و امیدوارم که هر چه زودتر این اتفاق رخ دهد. به امید آن روز...

امتیاز : ۰ از ۵ - ۰ نفر
تبلیغات +
اصفهان امروز فرهنگ و هنر Roogle - روگل!
پیشنهاد ویژه +
آموزش چوب و رزین
لوگواینماد ایران فا لوگو ساماندهی ایران فا لوگو وزارت فرهنگ و ارشاد لوگو جشنواره وب و موبایل پلیس فتا