یادداشتی بر نمايش نگاهمان ميكنند


بیژن قدوسی - و اما نمايش نگاهمان ميكنند خود نقديست بر دنياى بى اعتمادى و احساس ناامنى امروزه كه دسترسى آسان اغلب مردم به تكنولوژى و ابزار مخرب مدرن كه مى توانند به زندگى خصوصى ديگران سرك بكشند و در بازى لذت بخش حق به جانب حتى با تفكر به حفظ امنيت خود وارد شوند 
نمايشنامه اى در سه اپيزود نوشته خانم نغمه ثمينى  
ساختار نمايشنامه درام اجتماعى است وليكن بنا به هشداردهنده بودن موضوع نمايشنامه در آينده   اى نزديك به تراژدى تلخ و ناگوار تبديل خواهد شد  
قبلا در هر كوچه و محله اى بصورت نمايان شخص يا اشخاصى بنام كلانتر وجود داشتند كه همه موارد اهل اون محل را زير نظر داشتند و بعضا دردسرهايى را نيز براى اهالى به وجود مياوردن ولى در حال حاضر با وجود تكنولوژيهاى مدرن در خفا اين مورد ، شايد بتوان گفت ناخواسته فراگير گرديده و تبديل به عادت و يك بازى كثيف شده كه حتى برخى از اين مورد براى خود منافع مالى ايجاد مينمايند  
نمايشنامه نگاهمان ميكنند  
داراى ديالوگهاى بسيار عاليست ولى در مجموع بيشتر شبيه يك فيلمنامه تو در تو هست برشى از چند زندگى مختلف كه در حال نگاه كردن به آن هستيد و ميخواهيد بفهميد كى با كى رابطه دارد و چه خواهد شد نويسنده شما را وادار ميكند خواسته وارد زندگى خصوصى ديگران بشويد و در زمان اجرا حس كنجكاوى شما را به جريان بيندازد پس در زمان نگارش تصويرسازى نموده و بيشتر دكوپاژ شده نوشته شده كه يكى از بهترين محسنات متن است  
ولى اين پيامهاى موجود در نمايشنامه صرفا و صرفا به منزله هشدار است نه فراگيرى آن در سطح جامعه و يا ديگر مناطق دنيا  
نويسنده و متن حرف براى گفتن دارند وليكن منوط به جنسيت خودش نمايش به شدت فمينيستى است و دغدغه هاى زنان و بانوان بيشتر براى هجوم اين معظل اجتماعى مد نظر قرار گرفته شده و مظلوميت زنان را در غم و شادى و سربه زيرى آنها و ويروس و غده سرطانى را به آقايان نسبت داده است كه زياد هم مطمئن نبوده است و مرجع قابل قبولى به اين شكل برايش موجود نيست تيم اجرايى به كارگردانى معين الدين عشاقى با تحليل درست از متن و انتخاب بهترينها در بازى با طراحى درست و منطقى شخصيتها و ميزانسنها و طراحى دكور و نور و صحنه نزديك به تماشاگرها به شدت از متن چند سر و گردن بالاتر درآمده و به زيبايى تمام اجرا نمودند  
تنها يكى از بازيگران بعنوان مبتدى و كار اولى در ميان آنها وجود داشت كه با صرف فعل خواستن توسط اين بازيگر جوان و هدايت و راهنماييهاى كارگردان اثر نزديك به حرفه اى ها عمل نموده و آينده دار است كه با توجه به تعريف قصه زندگى اش در اوج شيرينى و ديالوگهاى مسلسلى هنگام ديد زدن با دوربين و فهميدن يك حقيقت به تلخى رفته و قصه او ابتر مى ماند  
در انتهاى پاساژ موجود در ديالوگهاى اپيزود سوم نمايش با دست دادن و گفتن پس بى حساب تمام ميشود كه صحنه لابى اضافه است و مخاطب را دچار دگرگونى و بلاتكليفى ميكند و هرچه سوال در مورد نمايش دارد در همان زمان از ذهنش خارج ميشود و نمايش در اوج تمام نمى شود كه اين صحنه نيز در متن نمايشنامه آمده است  
به نظر من كه كاملا شخصى است اى كاش صحنه لابى كه صحنه آخر نمايش است صحنه اول نمايش ميشد و بيشتر با وجود اين سه اپيزود نويسنده متن ميتونست بيشتر و بيشتر حس كنجكاوى مخاطب و ورود را با نمايش درآويزد 
خسته نباشيد جانانه به تك تك دوستانم بازيگران عزيز و بزرگوار   در اين نمايش    
ميگم و خدا قوت  
عالى بودين و يك خسته نباشيد جانانه ديگر هم به معين الدين عشاقى براى خلق اين اثر و ديگر عوامل اجرايى ميگم و اينكه تماشاى هنرمندى شما بسيار لذت بخش بود و همه چيز اجرا عالى 
ارادتمند  
برگرفته از کانال شخصی بیژن قدوسی

 

لازم به ذکر است

نمایش نگاهمان میکنند تا ۱۹مرداد،ساعت ۲۰:۳۰ در مجتمع فرشچیان به روی صحنه می رود. علاقه مندان می توانند از اینجا اقدام به خرید بلیت نمایند.
 

امتیاز : 0 از ۵ - 0 نفر
تبلیغات +
اصفهان امروز فرهنگ و هنر Roogle - روگل!
پیشنهاد ویژه +
کنسرت محمد علیزاده
لوگواینماد ایران فا لوگو ساماندهی ایران فا لوگو وزارت فرهنگ و ارشاد لوگو جشنواره وب و موبایل پلیس فتا